port “باب ،مدخل ،دريچه ،تبديل برنامه ،بزرگ کردن لوله اگزاست ،دماغه ،مجراى عبور روغن ،مجرا،شيار هادى ،دهانه ،دروازه ،روزنه ديد،حمايل نگهداشتن تفنگ ،حمايل فنگ ،مزغل تيراندازى ،سمت چپ ناو،بندرگاه ،لنگرگاه ،مامن ،مبدا مسافرت ،فرودگاه هواپيما،بندر ورودى ،درب ،درگاه ،دورازه ،در رو،مخرج ،شراب شيرين ،بارگيرى کردن ،ببندر اوردن ،حمل کردن ،ترابردن علوم مهندسى : دريچه کامپيوتر : بندر معمارى : دهانه ...
Read More »دستهبندی نشده
ترجمه کلمه painted lady
painted lady پروانه قرمز که خالهاى سياه و سفيد دارد،پروانه رنگارنگ
Read More »ترجمه کلمه pending
pending “معوق ،معطل ،درطى ،درمدت ،تازمانى که ،امر معلق ،متکى بازرگانى : مشروط”
Read More »ترجمه کلمه port 2
port 2 علوم دريايى : بندر
Read More »ترجمه کلمه pendragon
pendragon فرمانده کل قوا،پيشوا،ديکتاتور
Read More »ترجمه کلمه port 1
port 1 علوم دريايى : سمت چپ
Read More »ترجمه کلمه port arms
port arms “فرمان پيش فنگ علوم نظامى : پيش فنگ کردن”
Read More »ترجمه کلمه pendentive dome
pendentive dome معمارى : گنبد اويخته
Read More »ترجمه کلمه port a punch card
port a punch card “کامپيوتر : علامتى تجارى براى نوع خاصى از کارت منگنه با قسمتهاى سوراخ شده که مى تواند با يک مداد يا قلم کاملا “”برداشته شود”
Read More »ترجمه کلمه pendente lite
pendente lite در اثناى مرافعه
Read More »