poppet علوم دريايى : – shutter
Read More »دستهبندی نشده
ترجمه کلمه pent up
pent up محصور،دريک جا نگاه داشته شده ،پايمال شده
Read More »ترجمه کلمه popper
popper “ترک خورنده ،چيزى يا کسى که صداى تپ تپ کند،اسلحه صدا دار،ذرت بودادنى ،ظرف ويژه بو دادن ذرت ورزش : طعمه شناور ماهيگيرى”
Read More »ترجمه کلمه pentachord
pentachord پنج تار،ساز پنج سيمه ،مجموع پنج نت
Read More »ترجمه کلمه pent roof
pent roof معمارى : شيروانى واريخته
Read More »ترجمه کلمه poppet head
poppet head پايه ،گيره ،طناب و قرقره که در بالاى تيرى نصب شده باشد
Read More »ترجمه کلمه pair exchange sorting algorithm
pair exchange sorting algorithm کامپيوتر : نوعى الگوريتم مرتب کردن مستلزم مقايسه داده هاى زوج بندى شده
Read More »ترجمه کلمه penstock
penstock “بارناو،مجراى عبور اب ،لوله تحت فشار،ابگير،دريچه مخصوص تنظيم جريان اب علوم مهندسى : سرناوه عمران : لوله ايکه اب تحت فشار را به توربين ميرساند معمارى : دريچه کنترل اب علوم نظامى : اب بند”
Read More »ترجمه کلمه poppied
poppied اراسته به خشخاش ،خواب الود يا ارام( چنانکه دراثراستعمال شيره ترياک)
Read More »ترجمه کلمه pent
pent محصور،بسته( غالبا با up و)in،مقيد
Read More »