permanent deligate قانون ـ فقه : نماينده دايمى
Read More »دستهبندی نشده
ترجمه کلمه policy holder
policy holder بازرگانى : دارنده بيمه نامه ،دارنده بيمه
Read More »ترجمه کلمه permanent divorce
permanent divorce قانون ـ فقه : طلاق بائن
Read More »ترجمه کلمه policy file
policy file علوم نظامى : پرونده خط مشيها و دستورات
Read More »ترجمه کلمه permanent court of international arbitra
permanent court of international arbitra قانون ـ فقه : ديوان دايمى داورى بين المللى
Read More »ترجمه کلمه papalism
papalism دستگاه پاپ ،فرصاغراق اميزنسبت به برترى پاپ
Read More »ترجمه کلمه permanent deformation
permanent deformation “تغيير شکل دايمى معمارى : تغيير شکل پايا”
Read More »ترجمه کلمه policy implication
policy implication “کابرد سياستى بازرگانى : کاربرد سياست اتخاذ شده در عمل”
Read More »ترجمه کلمه palatine
palatine کامى ،وابسته بکام يا سقف دهن
Read More »ترجمه کلمه policy instrument
policy instrument بازرگانى : ابزار اجراى سياست
Read More »