perverse “خلاف بد،منحرف ،در خطا،گمراه ،هرزه ،فاسد بازرگانى : ناخوشايند”
Read More »دستهبندی نشده
ترجمه کلمه pneumograph
pneumograph “دم نگار،دم سنج روانشناسى : دم نگار”
Read More »ترجمه کلمه perveance of a multi-electrode valve(tub
perveance of a multi-electrode valve(tub الکترونيک : پروه انس لامپ چند قطبى
Read More »ترجمه کلمه pneumonectomy
pneumonectomy (جراحى )قطع وبرداشتن ريه با قسمتى از ان
Read More »ترجمه کلمه pervasivenness
pervasivenness قوه نفوذ،قوه سرايت ،قوه اشباع
Read More »ترجمه کلمه pneumohemorrhage
pneumohemorrhage خون وريزش در شش ،که يکجوران فجاياسکته ريوى است
Read More »ترجمه کلمه perveance
perveance الکترونيک : پروه انس
Read More »ترجمه کلمه pervasive
pervasive نافذ،فراگيرنده
Read More »ترجمه کلمه pneumonia
pneumonia (طب )ششاک ،سينه پهلو،ذات الريه ،التهاب ريه
Read More »ترجمه کلمه pervasiveness
pervasiveness قوه سرايت يا اشباع
Read More »