locate “جاى چيزى را تعيين کردن ،در جاى ويژه اى قرار دادن ،مشخص کردن جا دادن ،تعيين محل کردن ،جاى چيزى را معين کردن ،تعيين کردن ،معلوم کردن ،مستقر ساختن ،مکان يابى کردن ،قرار دادن علوم مهندسى : تعيين محل کردن علوم نظامى : مشخص کردن محل هدف”
Read More »Author Archives: danaadmin
ترجمه کلمه locarno treaty
locarno treaty “پيمان لوکارنو،پيمان منعقد بين المان ،انگلستان ،ايتاليا،بلژيک و فرانسه به سال ۱۹۲۵ که ضمن ان بلژيک قانون ـ فقه : فرانسه و المان حفظ مرزهاى موجود را تضمين کردند و المان حالت غير نظامى”” راينلند “”را تعهد نمود”
Read More »ترجمه کلمه locap
locap علوم نظامى : گشتى رزمى هوايى مخصوص ارتفاع پست
Read More »ترجمه کلمه localtalk
localtalk کامپيوتر : لوکال تاک
Read More »ترجمه کلمه locally
locally در محل ،بطور موضعى
Read More »ترجمه کلمه kidnap
kidnap بچه دزدى کردن ،ادم سرقت کردن ،ادم دزدى کردن
Read More »ترجمه کلمه localizer mode
localizer mode علوم نظامى : روش کنترل هواپيما با استفاده از انتن سمت نما
Read More »ترجمه کلمه localizer
localizer علوم نظامى : انتن سمت نما يا تعيين کننده محل هواپيما نسبت به مسير باند فرود
Read More »ترجمه کلمه localized capacity
localized capacity الکترونيک : ظرفيت متمرکز
Read More »ترجمه کلمه localized bond
localized bond شيمى : پيوند مستقر
Read More »