statitizing کامپيوتر : فرايند انتقال يک دستورالعمل از حافظه کامپيوتر به ثبات هاى دستورالعمل و نگهدارى ان ان در انجا بگونه اى که براى اجرا شدن اماده باشد
Read More »Author Archives: danaadmin
ترجمه کلمه spinner
spinner “قاشقک ،ريسنده ،نخ ريس ،نختاب ،تابنده ،عنکبوتى که تار مى تند،کارگر ياماشين نخ ريسى ورزش : نوعى طعمه ماهيگيرى چرخان علوم هوايى : پوشش ايروديناميکى روى توپى ملخ”
Read More »ترجمه کلمه statistics
statistics “ارقام ،احصائيه ،فن امارگرى ،امارشناسى علوم مهندسى : امار کامپيوتر : امار معمارى : امار روانشناسى : امار بازرگانى : شاخص امار”
Read More »ترجمه کلمه spinner play
spinner play ورزش : حمله يک نفره با دريافت توپ و چرخيدن يک دايره کامل
Read More »ترجمه کلمه statistician
statistician “امارشناس ،امار شناس ،امارگر،متخصص فن احصائيه روانشناسى : امارگر بازرگانى : اماردان”
Read More »ترجمه کلمه statistically
statistically از روى امار
Read More »ترجمه کلمه spinneret
spinneret “تارريس ،نخ ريس شيمى : رشته ساز”
Read More »ترجمه کلمه spinnerete
spinnerete شيمى : رشته ساز
Read More »ترجمه کلمه statistical weight
statistical weight “احتمال ترموديناميکى الکترونيک : وزن امارى شيمى : وزن امارى”
Read More »ترجمه کلمه spinney
spinney )spinny(بوته زار،بيشه درخت کوتاه
Read More »