spikelike ميخى ،بشکل ميخ
Read More »Author Archives: danaadmin
ترجمه کلمه steady
steady “راه ،پابرجا،مسير ثابت ،فرمان مسير را ثابت نگهداريد،روى مسير،پرپشت ،ثابت ،پى درپى ،مداوم ،پيوسته ويکنواخت کردن ،استوار يا محکم کردن ،ساکن شدن علوم مهندسى : ثابت علوم نظامى : فرمان داده شده هستم در رهگيرى هوايى علوم دريايى : همين راه برو”
Read More »ترجمه کلمه spikelt
spikelt سنبلک
Read More »ترجمه کلمه steadviness
steadviness پيوستگى ،يک نواختى ،سعى وکوشش ،ثبات ،استوارى
Read More »ترجمه کلمه spikenard
spikenard (م.م ).روغن يامرهم معطر،سنبل هندى
Read More »ترجمه کلمه steading
steading خانه با متعلقات ،خانه رعيتى
Read More »ترجمه کلمه spiker
spiker “اسپکر ورزش : ابشارزن”
Read More »ترجمه کلمه steadiness
steadiness پيوستگى ،يکنواختى ،سعى و کوشش ،ثبات
Read More »ترجمه کلمه spikes
spikes ورزش : يک جفت کفش ورزشى ميخ دار
Read More »ترجمه کلمه spiky
spiky ميخ مانند،تند وتيز،پرگاز،فورانى
Read More »