stiff arm )=straight arm(جاخالى دادن ،جاخالى
Read More »Author Archives: danaadmin
ترجمه کلمه stiff
stiff “سيخ ،مستقيم ،چوب شده ،مغلق ،سفت کردن ،شق کردن علوم مهندسى : خشک ورزش : مسير مقاوم در مقابل گوى بولينگ ثبات داشتن قايق در مقابل باد”
Read More »ترجمه کلمه sticky wicket
sticky wicket ورزش : زمين بازى خيس که در افتاب خشک مى شود
Read More »ترجمه کلمه sticky slag
sticky slag “سرباره چسبناک علوم مهندسى : شلاکه چسبناک”
Read More »ترجمه کلمه sticky charge
sticky charge “خرج چسبنده علوم نظامى : خرج انفجارى قابل چسباندن در محل انفجار”
Read More »ترجمه کلمه sticky
sticky “چسبنده ،دشوار،سخت ،چسبناک کردن علوم مهندسى : چسبنده”
Read More »ترجمه کلمه stickweed
stickweed )=ragweed(
Read More »ترجمه کلمه stickup initial
stickup initial کامپيوتر : حرف درشت اول پاراگراف
Read More »ترجمه کلمه sticktight
sticktight خارچسبنده ،چسبنده( مثل کنه)،ادم سمج ومزاحم
Read More »ترجمه کلمه stickside
stickside ورزش : سمتى از بدن دروازه بان با چوب هاکى
Read More »