spasticity حالت تشنج ،حالت بگير وول کن ،حالت انقباضى
Read More »Author Archives: danaadmin
ترجمه کلمه stipulator
stipulator قيدکننده ،تصريح کننده
Read More »ترجمه کلمه spasur
spasur علوم نظامى : سيستم اکتشاف فضايى که مخصوص کشف اشياء سرگردان در فضاى جو زمين است
Read More »ترجمه کلمه stipulation of the right of rescission
stipulation of the right of rescission قانون ـ فقه : شرط خيارى
Read More »ترجمه کلمه spat
spat ( :)p.of spit(زمان ماضى فعل)spit ،به سيخ کشيد،تف کرد،سوراخ کرد، :)n.vt.& vi.(حلزون خوراکى خيلى کوچک ،بچه حلزون ،مرافعه ،کشمکش کردن ،سيلى زدن
Read More »ترجمه کلمه stipulation of a contract
stipulation of a contract بازرگانى : مفاد قرارداد
Read More »ترجمه کلمه spatalite
spatalite “اکسيد قرمز روى شيمى : زينسيت”
Read More »ترجمه کلمه stipulation
stipulation “شرط گذاشتن ،اشتراط،قيد،تصريح ،شرط ضمن عقد،ماده ،قرار داد قانون ـ فقه : شرط،تصريح بازرگانى : شرط ضمن عقد”
Read More »ترجمه کلمه spatchcock
spatchcock مرغ ،بشتاب پخته ،با شتاب جادادن ،با درج کردن
Read More »ترجمه کلمه stipulated
stipulated بازرگانى : مصرح
Read More »