تابلو اعلانات
سفارش با يک کليک
برآورد هزينه ترجمه

درخواست تماس با کارشناسان

اصطلاحات زبان انگلیسی/هفته دهم

به همت گروهی از همکاران محترم موسسه ایران نیتیو، مجموعه ای از پرکاربردترین اصطلاحات زبان انگلیسی برای کاربران گرامی تهیه شده که شامل ۳۶۵ اصطلاح و فلش کارت از ساده تا بسیار سخت است و به صورت هفتگی در روی وب سایت قرار میگیرد (هر هفته، هفت اصطلاح در مدت ۵۲ هفته). با مطالعه این اصطلاحات و کاربرد آنها در جملات واقعی، شما میتوانید سطح زبان انگلیسی خود را در مدت زمان بسیار کوتاهی ارتقا دهید.

حق انتشار آنلاین این مجموعه به صورت انحصاری به ایران نیتیو واگذار شده است و هرگونه کپی برداری توسط سایر سایتها و وبلاگها حتی با ذکر منبع، مجاز نمی باشد.

To name after: to give the same name as another
نام کسی را روی کسی دیگر گذاشتن
Helen’s parents named her after her grandmother
والدین هلن، اسم مادربزرگش رو روش گذاشتن.
To hold on: to grasp tightly or firmly
محکم نگهداشتن
The little girl held on her mother’s hand and refused to let her go
دختر کوچولو محکم دست مادرش رو گرفت و نگذاشت اون بره.
To take of: to leave the ground
بلند شدن هواپیما از زمین
The plane took off over an hour late. The passengers had to buckle their seat belts during takeoff
هواپیما یه ساعت دیرتر از زمین بلند شد. مسافرا باید کمربنداشون رو زمان بلند شدن، محکم می بستن.
To knock out: to make unconscious
ناکار کردن
The prize fighter knocked out his opponent with one punch in the first five seconds of the first round. It was the fastest knock out in boxing history
مشت زنی که برای پول مشت زنی میکرد، حریفش رو با یه ضربه توی پنج ثانیه اول بازی ناکار کرد. این سریعترین شکست تو تاریخ بوکس بوده.
To go wrong with: to fall, to result badly
خوب عمل نکردن، بد کار کردن، خراب شدن
Something went wrong with the engine, so we had to tow the car to a garage
موتور یه ایرادی پیدا کرده بود. مجبور شدیم ماشین رو تا گاراژ یدک کنیم.
To fade away: to diminish gradually in time or distance
بطور تدریجی از بین رفتن و کم شدن
The memory of that unpleasant experience has slowly faded away
خاطره اون تجربه ناگوار، یواش یواش کمرنگ می شد.
To catch on: To understand
گرفتن، فهمیدن
When the teacher speaks quickly like that, can you catch on easily

وقتی معلم اینطوری سریع صحبت میکنه میتونی راحت بفهمی چی میگه؟

آیا می دانید: در برخی موارد، متن شما برای ترجمه آنقدر راحت به نظر میرسد که هر مترجمی با هر سطحی از تخصص، ادعا میکند که آن متن را با بالاترین کیفیت ترجمه میکند. اجازه دهید مثالی بزنیم. یک متن با موضوع (مساله استراتژیک سازمان) را در نظر بگیرید. متاسفانه بسیاری از مترجمین، کلمه مساله استراتژیک را معادل Strategic Problem ترجمه میکنند در حالی که عبارت صحیح آن Strategic Issue می باشد و اساسا این دو عبارت، تفاوت زیادی با هم دارند. همین یک عبارت باعث میشود تا معنای کل مقاله شما عوض شود و زحمات شما در تحقیق، با یک ترجمه نادرست به هدر رود. گروه مترجمین ایران نیتیو با تجربه کافی در زمینه ترجمه تخصصی، ترجمه پیشرفته و ویرایش مقالات انگلیسی، اعتقاد دارد که تجربه ترجمه و تحصیل در یک فیلد علمی، مهمترین عامل در انجام یک ترجمه با کیفیت است و مترجمین این گروه، از بین بهترین مترجمین کشور انتخاب میشوند تا حداکثر رضایت مشتریان را جلب نمایند.